تبلیغات
در انتظار ابرهای میهمان
   

 وبلاگ من ...

 3 وبلاگ من

 3 ایمیل من

 

وضعیت یا هو

 

[YahooOnline(1z4)]

 

بایگانی....

 

 نویسندگان

سیدمهردادضیایی (6)

.....................................

موضوعات

گزارش زیست (5)محیط زیست (1)کتاب زیست (0)تصویر زیست (0)

.....................................

 آرشیو

دی 1386 (1) آذر 1386 (1) آبان 1386 (2) شهریور 1386 (1) مرداد 1386 (1)

.....................................

صفحات

 

لینکستان

 

 3 جغرافی دانان جوان و پرشور

 

 3 انجمن حمایت از گربه ها

 

 3 کشاورزی

 

 3 دیدنی های نودشه

 

 3 کویر

 

 3 سرزمین تالش

 

 3 کروکودیل

 

لینکدونی

 

DumpName] (-)DumpName] (-)DumpName] (-)

آرشیو لینكدونی

 

جستجو

  

جستجو در بلاگ

 

آمار وبلاگ

 

بازدیدهای امروز : [cb:stat_today_view]

بازدید های دیروز : [cb:stat_yesterday_view]

كل مطالب : [cb:stat_total_post]

كل نظرها :

كل بازدید ها : [cb:stat_total_view]

 

.........................................

 

 

  <میانه ی گیتی انسان ایرانی

 

Image and video hosting by TinyPic">این عکس را در سال ۱۳۷۷ گرفته ام . یکی از هزاران

نگاتیو و اسلایدی که در جریان تولید مستند (در جستجوی

تاریخ ری )گرفته شد .

در آن سال ها یعنی سه سالی که (۱۳۷۵-۱۳۷۸)سمت

همه کاره ی آچار فرانسه را در این مستند داشتم یعنی

پژوهش و نوشتار وگفتار و.......نظافتچی و حتی آشپز (مانند

بیشتر اعضای گروه)به بسیاری از نقاط مرکز ایران سفر

کردیم. سفری جسمی و روحی و عمیق تا ان جا که توان

داشتیم.

این جا یکی از کشت زار های دشت ورامین است در

حاشیه ی ری یعنی حاشیه ای از حاشیه ای از حاشیه ای

از....تهران.ری یا راگاکه خود نه تنها متن ایران و بزرگترین

استان از آمادای(ماد)بزرگ بود بلکه میانه ی گیتی از دیدگاه

جغرافی دانان باستان در هفت اقلیم و  اکنون ،حاشیه ای

شده از حواشی نکبت بار و تعفن پذیر سر ریز شده ی

بسیاری از حواشی کلان شهر ها ی رو به توسعه ی دیکته شده  مانند تهران ونیز قطعه ای از  موتور شورش های شبه انقلابی پایتخت که از حاشیه به متن میاید چندی تاریخ را در می نوردد و پس از انکه انقلاب سفره ی استبدادی تاریکتر از استبداد گذشته را چید دوباره به حیات انگلی دو سویه ی خود ادامه می دهد . 

جای برسی تاریخ اجتماعی معاصر نیست  در این مقال

تنگ، آن هم در جایی که مانند همه ی وبلاگ ها  یک یک

واژگانش در بیم فیلتر و داد گاه هستند بلکه سخن از

زیسنتی ست که آیینه ی روابط انسان  هاست.روزی این جا

نیز دشتی حاصلخیز و اکوسیستمی پایدار بود. نقطه ای از

بخش شرقی کمان بارآور=هلال خصیب تاریخی که هزاران

سال تمدن را در جهان بشری ودر میان رودان =بین النهرین

ساخت و پرورد .نمونه ی بالای همزیستی بشر و منابع

طبیعی.در این جا بشر با خاک  گیاه و آب و جانور زیست و

خط را و چرخ را و آتش را و شهر را و....به وجود آورد .در

همین جا ،راگا =ری مادر تهران.

اما امروز جنگل ها نابود ، درخت زارهای حتی تنک شده

،ناپدید،کشتزارها کوچک و پیوسته به سم و کود شیمیایی و

آبیاری ها فقرزا و آلوده کننده و بد تر از همه به جای بادگیرها

و میل ها (راهنمایان مسافران کویر دریا وش مرکزی )

و....ِ؛دکل های فشار قوی برق بی هیچ محاسبه ی زیست

محیطی هرجا همه جا به جای هر درخت و گیاه ، سبز

میشوند. روزی لک لکها نماینده ی تعادل زیستی در ری و

همزیست معماری بومی بشارت دهنده ی سلامت و تعادل

نسبی حیات بودند  حالا که نه از معماری بومی نشانی

مانده نه فرهنگ پیوسته ی آن که ما انتظار دیدن حتی یک

بادگیر یا میل را داشته باشیم،لک لکها ناتوان وبازمانده از

مهاجرت ناگزیر دکل های برق را برای آشیانه برمی گزینند و

چه غم انگیز که مانند انسان های همسایه ی این تنها

نشانه های معرفی شده ی توسعه وآبادانی  یعنی دکل ها

و کارخانه های خاک و آب خوار ، نازایی را تجربه میکنند .آدم

ها با نا باروری یا نقص های شگفت در خود ونسل وزاد

ورودشان  و لک لک ها با سکوت  و ناشکسته ماندن تخم

هایشان . جوجه هایی که که گاه واره شان گور انها می

شود وچشم به آسمان نمی گشایند تا آرزوی مهاجرت را در

دل بپرورانند . آرزوی آزادی و یکی شدن با حیات . همانگونه

که ساکن امروزین کشتزارها ی باقی مانده ی ری و

ورامین .جایی که بنا بر استنادات تاریخی و حتی اشارات

فردوسی نی زارهای آن به نام خوار=خار ری شناخته می

شد .یکی از نبرد گاه های ایرانیان و دشمنان ایران و ایرانی .

اما امروز ایرانی نیازی به دشمن خارجی ندارد که هر ایرانی

از پس هزاره ها ی کهن ترین تاریخ و فرهنگ و تمدن گیتی

خود اکنون دشمن خویش را برای خویش می سازد . هر

کس از یک تا بینهایت دشمن می افریند تا انجا که حتی

دشمنی خویش را با خویش فراموش می کند .همانگونه که

طبیعت و زیستگاه خویش را فراموش کرد.

این جاست که خودکامه گان و ضحاک های امروزین دوباره و

هزارباره جان می گیرند . کاش ما خود اژدهای خود نباشیم.

به هر روی گمان می کنم  همانگونه که تاریخ ما در این

میانه ی ایران و گیتی یعنی راگا پیدا شد. پیدایی و نوزایی یا

نجات آن نیز به شدت وابسته و پیوسته به رفتار انسان

ایرانی با زیستگاه خویش است.

اینجا نمونه و آزمایشگاه کوچک پیوند ، و رفتاری ست که

انسان ایرانی با زیست خود داشته ودارد و میتوان تا اندازه

ای پیش بینی کرد که چگونه سرنوشتی خواهد  داشت .

در مقال بعد می کوشم عکس های دیگری آورده و به اندازه

ی توان زوایای بیشتری از داستان را بگویم . داستان انسان

ایرانی و زیستگاه او/   

 

 

نوشته شده توسط سیدمهردادضیایی در  شنبه 8 دی 1386  و ساعت 02:12 ق.ظ

   ویرایش شده در شنبه 8 دی 1386 ساعت03:12 ق.ظ

 

() نظر

 

  <دیباچه ای در مرگ و زندگی دلفین ها

 

از میان رفتن ناگهانی چندین و چند باره ی ده ها دلفین در فاصله های کوتاه از یکدیگر ان هم در سواحل ایران در خلیج فارس ، بیشتر از صدای زنگ خطر بود . همگان شنیده ایم یا از پیش میدانیم که در پستانداران ابزی مانند وال -بالن ، دلفین و ... مرگ های دسته جمعی زیاد به چشم می خورد . در این ارتباط جانور شناسان ، محیط شناسان، اقیانوس شناسان و کارشناسان اکوسیستم های ابی و دیگر دانشمندان هریک نظریاتی ابراز کرده اند .و بر اساس انها ازمون هایی صورت داده ان و طبیعتن ازمون هایی که در راه حل یک گره زیست محیطی ، گره ی بر گره های ان نیفزاید.بر خلاف و نه  مانند ازمون های برخی از کارشناس شده هاو دانشمند شده های رانتی - حکومتی یکی دو ده ی گذشته ی دانشگاه هاکه با امتیازات ناشی از داشتن اسلحه و به کار بردن ان( بیشتر در دانشگاه تا  جنگ) و چند ماهی هم در حاشیه ی جبهه ماندن  ، و با استفاده از بورسیه ها و گزینش های ناشی از حضور در انجمن های اسلامی دهی شصت تا اواسط هفتاد یعنی کنترل همه جانبه ی دانشکاه برای حکومت ، که با گرفتن مدارک دانشگاهی پولی-  پروازی از اقصی نقاط جهان ( باور کنید حتی دانشگاه های در جه یک دنیا هم برای خرید و فروش قیمتی دارند ، به ویژّه در ارتباط دانشگاهی جهان سرمایه داری و کشور های اسنبداد زده )رفتند و امدند وبا  بیت المال وحمایت استخدامی و همه جانبه ی گزینش و حراست مقولات زیستی را در دانشگاه ها گسترش دادند و سازندگی ها کردند که هنوز هم زده گی ها دارد . حکایت آفت ازولا یکی از همین هزار و یک تراژدی ست.

به هرروی به سادگی و بنا بر تجربه ها و مطالعات تطبیقی زیست - رفتاری انسان و حیوان و امار زیستی میتوان گاه این اتلاف دسته جمعی را ناشی از کنترل خودکار جمعیت حیوانی براساس خرد و غریزه ی جمعی برخی جانوران دانست که در مسیر تکامل به زیست گروهی رسیده اند.ووبیشتر در شمار پستان داران هستند.

چند نکته را در حاشیه این دلفین های مر ده ، یاد اوری می کنم. و در پست های بعدی به ان کوتاه و مفید می پر دازم . و از پس ان ، تا ان جا که می توانم ، به خود دلفین می پرذازم . زیستن او ، زیستگاه او و کار کرد های دلفین در زندگی ادمیان .

در این زمینه نیز انتظار دارم خواننگان اگه این وبلاگ مرا از راهنمایی ها و کمک های خود بی بهره نگذارند و بضاعت های اندک مرا با بزرگی خرد و دانش خود  ، به سازند و فضای هم فکری و گفتگو را بیشتر کنند.

 

نوشته شده توسط سیدمهردادضیایی در  سه شنبه 13 آذر 1386  و ساعت 03:12 ق.ظ

   ویرایش شده در - ساعت-

 

() نظر

 

  <توسعه ی نفتی فاجعه بار

 

متخصصان به رغم تغییر مکان مجتمع پتروشیمی هشدار می دهند

تهدید بزرگ برای محیط زیست گلستان

الهه موسوی


جهانشاهی با اشاره به اینکه مکان جدید در جوار سایت زباله غرب گلستان قرار دارد، کد استقرار هر دو این طرح ها را «و» اعلام کرده و تاکید کرد که فاصله این دو طرح با سکونتگاه انسانی، بیش از 10 کیلومتر است که قانون بر آن تاکید دارد.

او ضمن اشاره به وجود پتانسیل استقرار برخی صنایع مانند ماشین سازی در شمال استان گلستان گفت؛ «در جنوب استان 30 درصد جنگل داریم که باید حفاظت شود و به هیچ وجه اجازه نخواهیم داد توسعه صنعت به این سمت گرایش یابد

معاون محیط زیست انسانی اداره کل گلستان سهام فروخته شده از سوی متقاضی قبل از روشن شدن تکلیف و انجام مطالعات ارزیابی زیست محیطی را از عوامل ایجاد چالش برای مدیریت محیط زیست استان عنوان کرد و گفت؛ «مسوولان سیاسی استان از جمله شخص استاندار تعهد کرده اند که شرایط ماندگاری تالاب های ثبت شده در کنوانسیون رامسر همواره حفظ شود

ممنوعیت استقرار پتروشیمی

در سه استان شمالی

هرچند این تغییر مکان از نظر زیست محیطی یک حرکت مثبت تلقی شده که باعث نجات تالاب های بین المللی آلاگل، آلما گل و آجی گل و نیز تالاب صوفی کم می شود و از این بابت باید از تلاش سازمان حفاظت محیط زیست قدردانی کرد اما به زعم کارشناسان، استقرار صنایع آلاینده بزرگی همچون پتروشیمی از اساس در استان هایی مانند گلستان می تواند صدمات جبران ناپذیری به اکولوژی منطقه وارد آورد.

دکتر حسین آخانی از اعضای هیات علمی دانشگاه تهران در این باره می گوید؛ «استقرار پتروشیمی در گلستان از اساس غلط است و به همین دلیل براساس مصوبه های متعدد در سه استان شمالی، ممنوع شده است

مزدک دربیکی فوق لیسانس مدیریت محیط زیست نیز می گوید؛ «وجود پتروشیمی در منطقه گلستان اصولاً دارای اشکال است و تغییر مکان هم چندان، دردی را دوا نمی کند. تنها راه نجات اکوسیستم ارزشمند گیاهی - جانوری و انسانی گلستان و شمال کشور، احداث این صنعت در خارج از استان است

ویژگی اکولوژیک گلستان

در پاسخ به مخالفان احداث پتروشیمی در گلستان، برخی معتقدند گلستان از نظر اکولوژیک دارای تفاوت های اساسی با استان های گیلان و مازندران است و با توجه به شرایط اقلیمی، هیچ شباهتی بین منطقه نوار مرزی اترک و نوار جنوبی آن که دارای جنگل های باستانی هیرکانی است دیده نمی شود. به علت میزان بارندگی و تبخیر سطحی متفاوت، منشاء پیدایش خاک و ویژگی سفره های آب زیرزمینی ناهمانند و همچنین حساسیت منابع آب و تراکم گونه های گیاهی - جانوری متفاوت بخش شمالی و جنوبی استان، برخی شرایط خاص برای توسعه صنایع بزرگ در شمال استان مهیا شده است.

اما این نظر از سوی اغلب صاحب نظران محیط زیست رد شده است.

آخانی که پیش تر طی ارسال نامه یی خطاب به رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، فاطمه واعظ جوادی، از او خواسته بود که پتروشیمی را در استان گلستان بنا نکنند با تاکید بر اینکه ارزش ها و حساسیت های زیست محیطی دشت ها و مناطق استپی کمتر از جنگل نیست، می گوید؛ «شوره زارها نه تنها مناطق پرارزشی هستند، بلکه اکوسیستم هایی که میزان بارندگی در آنها کمتر است از حساسیت بالاتری نیز برخوردارند و مراقبت و مدیریت بیشتری را می طلبند

او ضمن هشدار درباره مناطق استپی که در منطقه بینابینی کویر و جنگل واقع شده است، می گوید؛ «نخستین اثر بی توجهی و دخالت بشر بر اکوسیستم های استپی، بالا رفتن میزان شوری خاک این مناطق است که به راحتی برطرف نمی شود؛ در نتیجه، زمینه برای بیابان زایی فراهم می شود. ضمن اینکه 25 درصد گونه های گیاهی ما بومی است که اکثریت آنها در مناطق استپی هستند و اگر به آنها توجه نشود از بین خواهند رفت

این استاد دانشگاه در پاسخ به این سوال که «پس صنایع بزرگ و آلاینده یی همچون پتروشیمی را باید در کجا احداث کرد؟» می گوید؛ «تفاوت در وسعت این مناطق است یعنی در مناطق استپی که وسعت بسیار زیاد و فاصله فوق العاده یی از اکوسیستم های جنگلی - مرتعی دارند می توان بخشی از این مناطق را برای فعالیت های صنعتی انتخاب و بخش دیگر را حفظ کرد و البته در تمام این طرح ها، مطالعه نباید فراموش شود

دربیکی نیز درباره منطقه یی که جدیداً برای پتروشیمی گلستان انتخاب شده و برخی نام شوره زار بر آن می گذارند می گوید؛ «این مناطق ارزش های خاص خود را دارند و اتفاقاً جزء مناطقی هستند که می توان در آنها طرح های بیان زدایی را اجرا کرد. سازمان منابع طبیعی می تواند با اجرای طرح های آبخیزداری، مرتع داری و کشت گونه های مقاوم از گسترش بیابان در آن جلوگیری کند

او که مشغول تحصیل در مقطع دکترای مدیریت محیط زیست است، تاکید می کند؛ «از نظر علم محیط زیست هر منطقه غیرجنگلی یا خشک برای ایجاد صنعت مناسب نیست. فراموش نکنیم که گلستان در کنار بزرگ ترین دریاچه جهان قرار گرفته و آلودگی های چنین صنایعی به هر حال به دریای خزر صدمه خواهد زد

مخاطرات پتروشیمی

و مدیریت زیست محیطی


دکتر ناصر محرم نژاد معاون پژوهشی دانشکده محیط زیست و انرژی دانشگاه علوم و تحقیقات تهران معتقد است حتی آن دسته از صنایع پتروشیمی که بسیار با دقت و با استفاده از تکنولوژی بالا فعالیت می کنند، دارای مواد بسیار آلاینده یی هستند و ناچاراً نشت هایی به وجود خواهند آورد و گازهای خروجی آنها صدمات جدی به محیط خواهند زد؛ به همین جهت نباید در مجاورت اکوسیستم های حساس و ارزشمند بنا شوند.

او معتقد است برنامه مدیریت زیست محیطی یکی از راه های پیشگیری از بروز مخاطرات صنایع آلاینده، حتی در مناطق مناسب است.

مهندس رمضانعلی قائمی که از کارشناسان فعال حوزه منابع طبیعی و محیط زیست گلستان است درباره مخاطرات پتروشیمی نظرات قابل توجهی دارد. او ضمن اشاره به قانون ممنوعیت استقرار صنایع آلاینده یی همچون پتروشیمی در سه استان شمالی هشدار می دهد؛ «تنوع مواد زائد تخلیه شده از صنایع پتروشیمی به طور قابل ملاحظه یی وسیع است و عمدتاً شامل اسیدها، بازها، گازهای حاصل از احتراق، ترکیبات فنلی و گوگردی، هیدروکربن های آرماتیک، آلکیل ها و آلکیل هالائیدها هستند. کاتالیزورهای فلزی نظیر کروم و محصولات حاصل از اکسیداسیون وجود دارد که تعدادی از آنها سمی هستند و برخی نظیر مواد مغذی و آلی در صورت تجزیه نشدن در محیط، اثرات مخربی بر محیط زیست دارند

او تاکید می کند؛ «گازهای خروجی این صنایع از طریق شیرفلکه ها، فلنج ها، پمپ ها و کمپرسورها از مشکلات دائمی این گونه صنایع هستند و مشکلاتی نظیر کاهش تولید، ایجاد بوهای نامطبوع، آتش سوزی و حوادث خطرناک را پدید می آورند

قائمی ضمن اشاره به مخاطرات صنایع پتروشیمی در کشورهای دیگر می گوید؛ «به طور معمول یک واحد پتروشیمی، 15 هزار شیرفلکه دارد که اگر از هر یک از آنها به طور متوسط 5 گرم گاز نشت کند، 75 کیلوگرم نشتی گاز در هر ساعت خواهیم داشت، یعنی روزانه 8/1 تن مواد مضر به محیط تخلیه می شود

او آمار بررسی های انجام شده در کشور امریکا توسط سازمان محیط زیست این کشور را حدود

8/8 گرم در هر شیرفلکه ذکر می کند و دفن مواد زائد را یکی دیگر از مشکلات پتروشیمی عنوان می کند که احتیاج به زمین های زیادی دارد.

این پژوهشگر که دارای تالیفات متعددی در حوزه منابع طبیعی و محیط زیست استان گلستان است، یادآوری می کند؛«در دنیای امروز، مقررات سختی برای مواد آلوده کننده ناشی از صنایع آلاینده به تصویب رسیده است و مدیریت زیست محیطی تکنولوژی های پاک از آن جمله اند. برای نمونه یک کارخانه پتروشیمی در امریکا مجبور شد 450 نوع سیستم کنترل آلودگی در کارخانجات خود نصب کند تا آلودگی کاهش یابد

قائمی از مسوولان سازمان حفاظت محیط زیست می پرسد؛ «آیا میزان مواد آلاینده این صنعت در مطالعات انجام شده، ارزیابی شده و برای کاهش آن چه تمهیدات سیستماتیکی اندیشیده شده است؟ چند درصد از درآمدهای پتروشیمی در استان قرار است صرف محیط زیست شود؟ تکنولوژی کنترل آلودگی ها در این پروژه در چه سطحی است؟»

او مایل است بداند مطالعه ارزیابی زیست محیطی این طرح در چه وضعیتی است و آیا کمیته ارزیابی به این مسائل توجه کرده و چرا هیچ اطلاعاتی در این رابطه در اختیار شهروندان و کارشناسان منطقه قرار نمی گیرد؟،

مطالعات ارزیابی زیست محیطی

«پروژه پتروشیمی گلستان ارزیابی زیست محیطی خواهد داشت.» این وعده یی بود که زمان به زمین خوردن کلنگ این طرح به منتقدان داده شد. اما آگاهان نیز در پاسخ گفتند؛ «ارزیابی که بعد از تصویب و کلنگ زنی و از همه مهمتر فروش سهام انجام شود، ارزیابی نیست

براساس مقررات و قوانین سازمان حفاظت محیط زیست ایران و قانون برنامه اول توسعه اقتصادی- اجتماعی و فرهنگی ضرورت ارزیابی اثرات زیست محیطی پروژه ها به طور غیرمستقیم و براساس مصوبات شورای عالی محیط زیست، جهت طرح ها و پروژه های پتروشیمی و پالایشگاه، نیروگاه ها و صنایع فولاد، سدها، سازه های آبی، شهرک های صنعتی و فرودگاه ها و به استناد ماده 82 از قانون برنامه دوم توسعه، ضرورت ارزیابی اثرات زیست محیطی تمامی پروژه های عمرانی را به طور مستقیم به عنوان یک اصل باید پذیرفت.

ضرورت این ارزیابی ریشه در اصل هفدهم مصوبه اجلاس زمین در ریودوژانیرو 1992 دارد که براساس آن این مطالعات به عنوان یک ابزار ملی در کشورها برای فعالیت هایی که با منافع زیست محیطی تضاد پیدا کنند، الزامی است.

اما مطالعات ارزیابی پتروشیمی گلستان به زعم علمای محیط زیست از ابتدا دارای اشکال است. محرم نژاد معتقد است این مطالعات مطابق قانون باید همزمان با مطالعات امکان سنجی و پیش از مراسم کلنگ زنی انجام می شد و اکنون دیگر معنای ارزیابی نمی دهد.

دربیکی نیز در این باره می گوید؛«در پروژه های صنعتی برای انجام مطالعات ارزیابی باید حتماً بیش از یک گزینه انتخاب شود. یعنی پتروشیمی گلستان دو تا سه گزینه برای مکان احداث پیشنهاد می داد تا یکی انتخاب شود. این شامل نحوه اجرا و احداث، نحوه بهره برداری، نوع تکنولوژی و مکان موردنظر نیز می شود. در حالی که در این طرح از ابتدا هیچ یک از این اصول رعایت نشده است

ابهام های پتروشیمی گلستان همچنان باقی است و شهروندان سهامدار این شرکت و دلسوزان محیط زیست می خواهند بدانند چرا صنعتی که هنوز مراحل قانونی احداث را طی نکرده، 5/22 میلیارد تومان سهام به مردم منطقه فروخته است و سود هنگفت این مبلغ عظیم که قرار است اکوسیستم ارزشمند منطقه شان را به خطر بیندازد تا روشن شدن تکلیف آن و آغاز عملیات اجرایی، در کجا انباشته و در چه راهی خرج خواهد شد؟،

 

 

نوشته شده توسط سیدمهردادضیایی در  جمعه 4 آبان 1386  و ساعت 03:10 ق.ظ

   ویرایش شده در - ساعت-

 

() نظر

 

  <مقدمه ای برای خبرهای زیستی خام

 

مدتی ست که اندوه غم افزای نان نمی گذارد چیزی بنویسم از انچه عهد کرده بودم تا از یادم نرود که من وما ادمها با خود و جهان خود چگونه هستیم و چه می کنیم .دست بالا یاد اوردی برای خودم و سپس دیگرانی چون من.

تصمیم گرفتم در این بخش از ایرا ویج گاهی به یافتن و ثبت و ظبط و درج گزارشی و اگاهی از جایی دیگر دین وب قناعت کنم که تز هیچ کمی بهتر است .و دست کم اگر کسانی دیگر برای ساخت و پرداخت گزارشی زیست محیطی زحمتی کشیده اند حتی بی تحلیل و موشکافی از زحمت انان سوداستفاده کنیم ونه سوئ استفاده و این استفاداه در انتقال اگاهی ناشی از گزارش نیز میتوان که باشد.

 

نوشته شده توسط سیدمهردادضیایی در  جمعه 4 آبان 1386  و ساعت 03:10 ق.ظ

   ویرایش شده در - ساعت-

 

() نظر

 

  <انچه در باره ی داروسازی و دارهای درمان کننده در طبیعت میتوان گفت.

 

روز یکم شهریور روز داروسازی و روز بزرگداشت ابن سیناست.یکی دو  روز دیگر می خواهم مطلبی در باره ی رابطه ی دارو سازی و دارو های گیاهی و پزشکی موازی یا جایگزین یا همان التر نیتیو با مقوله ی محیط زیست و طبیعت ایران درج کنم.

در ان مطلب میکوشم در بارهی انچه دیروز ها در تاریخ گذشت و انچه شاید در امروز تا فرداها بگذرد چیزهایی بگویم. از حالا اگر نوشته هایم کمی ابر آلود بودند ، بخشش می خاهم.

 

نوشته شده توسط سیدمهردادضیایی در  شنبه 3 شهریور 1386  و ساعت 01:08 ق.ظ

   ویرایش شده در - ساعت-

 

() نظر

 

  <اواز شکفتن دانه

 

سلام ودرود

این یاد داشت را به عنوان یک دیباچه ازسوی کسی که اکنون تنها یک علاقه مند نسبتا حرفه ای محیط زیست است بپذیرید.

همانطور که یک برگ کوچک را از یک نهال تازه و نو رس می پذیرید .هرچند از ان روزها که نهال بودم چندی ست گذشته است . اما قلب من و ذهن من همیشه گرد ان نهال و یا درختی کهن سال  که به سادکی می میرد ،ُ میگردد که جهان برای کهن کردن ان ،ُدنیا دنیا زندگی ساخته و پرداخته و دندان بر جگر گذاشته چه ها دیده  و چه ها و چه ها

در این وب نوشت می کوشم با دانشی اندک و ذهنی جستجو گر  و گرایشی فطری به انچه پیرامون زیستن در جهان  -که همه ی ما دارای انیم-می انگارم ُ بنویسم  تا با هم بخوانیم.

این یاد داشت ها ، کتاب گزاری ها و مطالبی درحاشیه، ُپیرامون زیستن ما در زمین است و هر انچه می توانیم از نشانگان حیات در ان بیابیم و بر شمریم.نشانگانی که می کوشیم پیش از انکه نبود شود بیشتر رمز گشایی شود. این یکی از معانی زیستن ما در زمین است .زیستن ما د رکنار دیگران.همسایگان مادر زمین که انگار در همین دیروز نزدیک تاریخ این سیاره، همزیست و حتی گاه انگل انها شده ایم .گیاهان ُ جانوران و خاک  و اب و ....هر انچه این نقطه از جهان نامتناهی را ویژه میکند. یک سیاره پر از حیات در جهانی که حیات از شدت حضور در ان مبهم است ...

تا بعد ...بدرود

 

نوشته شده توسط سیدمهردادضیایی در  پنجشنبه 18 مرداد 1386  و ساعت 09:08 ق.ظ

   ویرایش شده در پنجشنبه 18 مرداد 1386 ساعت09:08 ق.ظ

 

() نظر